درباره وبلاگ

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
ای داد، کس به داغ دل باغ، دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست
آن روزهای خوب که دیدم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
«بادا» مباد گشت و «مبادا» به باد رفت
«آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا ... در گلو شکست
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
نوشته شده توسط فائزه در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 6:29 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
بهترين ترانه رو من
از چشاي تو مي سازم
تو قمار زندگيمون
تو نباشي من مي بازم
اگه باشي در كنارم
با تو من مالك دنيا
بي خيال غربت و غم
بي خيال نور فردا
دوست دارم،دوست دارم
توي دنيا تورو دارم
دوست دارم،دوست دارم
توي دنيا تورو دارم
مثه آسمون كه تنها
اميدش چندتا ستارس
ديدن برق نگاهت
واسه من عمر دوبارس
اون سرانگشت تو يعني
قصه ي خوب نوازش
هر نگاه عاشق تو
غزل آبي خواهش
جاده هاي مهربوني
مي گذره از تو نگاهت
روشن شباي تارم
تو خيال روي ماهت
جاده هاي مهربوني
مي گذره از تو نگاهت
روشن شباي تارم
تو خيال روي ماهت
نوشته شده توسط فائزه در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 ساعت 7:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
از خدا پرسيدم دوست داريد بندگانتان چه بياموزند؟ گفت: "بياموزند که آنها نمي توانند کسي را وادار کنند، عاشقشان باشد" "بياموزند که انسانهايي هستند که آنها را دوست دارند اما نمي دانند که چگونه عشقشان را ابراز کنند..."
نوشته شده توسط فائزه در چهارشنبه دهم مرداد 1386 ساعت 7:16 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
تویی زیباترین زیبای دنیا
تو مثل امید یک قناری
قراری بر دل هر بی قراری
منم یلدای بی پایان عاشق
تو بودی مرحم زخم شقایق
تویی لالایی خواب خوش آواز
بالم را مشکن در اوج پرواز
نگاهت را می پرستم ای نگارم
فدای تار مویت هر چه دارم
نوشته شده توسط فائزه در جمعه پنجم مرداد 1386 ساعت 5:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
عشق را دوست دارم اگه عاشقم تو باشی
زندگی را دوست دارم اگه تو با من باشي
تو همانند ستاره ای هستی که شب تاریك
من را روشن میکند
عشق با تو معنا پیدا می کند
واژه زندگی با تو شکل میگیرد
اما ای نازنین بدان که همواره تو را در
سر حد جنون دوست دارم و همیشه
در قلبم وجود داری
دوست دارم
نوشته شده توسط فائزه در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت 6:33 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
گفتي اهل اسموني ولي من اهل زمين
گفتي فاصله زياده بين تو تا سرزمينم
![]()
![]()
گفتي قلب عاشق من مث انگشتر سادس
گفتي از وقتي رسيدي اومدي شدي نگينم
![]()
![]()
من ديوونه اسيرت شدم و تو هم نوشتي
بر سر عهدم ميمونم تا هميشه نازنينم
![]()
![]()
حالا ميگذره از اون روز جاي ما انگار عوض
تو يه جور ديگه هستي ولي من بازم همينم
![]()
![]()
تو توي چشات چي داري كه حالا من ارزومه
واسه ي يه لحظه حتي بيام و پيشت بشينم
![]()
![]()
گل سرخا دم دستت دريغ از يه لحظه چيدن
من بايد از دور بيامو واسه ي تو گل بچينم
![]()
![]()
من به اون نقطه رسيدم كه اگه حتي نباشي
هميشه بودي و هستي انتخاب اخرينم
![]()
![]()
انگاراز دست من ودل بازتورنجيدي عزيزم
حاضرم بميرم اما اخماي تو رو نبينم
نوشته شده توسط فائزه در چهارشنبه سوم مرداد 1386 ساعت 11:6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت