درباره وبلاگ

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
ای داد، کس به داغ دل باغ، دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست
آن روزهای خوب که دیدم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
«بادا» مباد گشت و «مبادا» به باد رفت
«آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا ... در گلو شکست
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
بگذار چشمانم بسمت تو باشد
بگذار ارتعاش زمزمه هایت مرا بیدار سازند
بگذار عاشقت شوم
عاشقت بمانم
تا ابد...........
let me my eyes fix in the direction of you
let me awake from vibration of your whisper
let me falling in your love
and stay a lover...............forever
نوشته شده توسط فائزه در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 ساعت 10:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
اجازه هست كه عشقتو تو كوچه ها داد بزنم؟ رو پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟ ماه و ستاره رو فداي چشمونت کنم اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟ بهت بگم عاشقتم، دوست دارم يه عالمه اجازه هست بهت بگم عشق تو توي سينمه؟ جونمو هم بپات بدم بازم براي تو کمه بمن بگو،بگو بمن،بگو منو دوستم داري بگو که واسه هوست پا رو دلم نميذاري اجازه هست نگاهتو تو خاطرم قاب بکنم؟ چشمي که بدخواهمونه بخاطرت خواب بکنم اجازه فرياد بزنم تو قلبمي تا به ابد؟ بدون اگه رسوا بشم، بخاطرت خوبه نبرد اجازه هست کنار تو به اوج ابرا برسم؟ دست تو توي دستمو،برم به فردا برسم اجازه هست دريا بشم،کويرو پيمونت کنم؟ تو صدف دلم بشي من تو دلت خونه کنم اجازه هست يه لحظه باز توي چشات نگاه کنم؟ بايک نگاه بي ريا روي غمو سياه کنم اجازه هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده توسط فائزه در دوشنبه پنجم فروردین 1387 ساعت 2:37 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
ای داد، کس به داغ دل باغ، دل نداد
ای وای، های های عزا در گلو شکست
آن روزهای خوب که دیدم، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
«بادا» مباد گشت و «مبادا» به باد رفت
«آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا ... در گلو شکست
فهرست اصلی
طراح قالب
POWERED BY
نوشته های پیشین